بهگزارش قدس آنلاین، همه ما معمولاً به انتظار شنیدن یک خبر مهم، آن را از شبکههای اجتماعی دنبال میکنیم؛ ولی برای من شنیدن این خبر دقیقاً قبل از گفتن «بالحجة» و خدا را به حجتش روی زمین قسم دادن، اتفاق افتاد. امام جماعت مسجد همین که نوبت به این فراز مراسم قرآن به سر شب قدر رسیده بود، یکباره اعلام کرد مجلس خبرگان در بیانیهای حضرت آیت الله العظمی مجتبی حسینی خامنهای را بهعنوان سومین رهبر انقلاب اعلام کرده است؛ شب قدری که میتوان آن را شب قدر انقلاب اسلامی هم عنوان کرد.
نزدیک به سه ماه از آن روز که سومین رهبر انقلاب معرفی شد، میگذرد و حالا در تلاقی روز غدیر که وصی پیغمبر اکرم(ص) معرفی شدند، با ایامی هستیم که رهبر شهید انقلاب پس از رحلت حضرت امام(ره) سکاندار انقلاب شدند.
همین موضوع بهانهای شد تا با حجتالاسلام و المسلمین سعید صلح میرزایی، عضو مجلس خبرگان، درباره حال و هوای آن جلسه و آن ایام گفتوگو کنیم.
ما در تجربه انتخاب امامین انقلاب به رهبری، هم انتخاب بیواسطه توسط مردم را در خصوص حضرت امام خمینی(ره) و هم تجربه انتخاب خبرگان برای حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای را داشتیم. البته که حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای در مقام ریاست جمهوری نیز با یک حدنصاب تاریخی از آرای مردم، به این جایگاه رسیده بودند. با شهادت امام شهید و پیش آمدن مسئله انتخاب رهبری سوم، همه به تعبیری شاهد و ناظر این قضیه بودیم که در بحبوحه جنگ، علاوه بر خبرگان، مردم نیز نقشی فراتر از حد معمول در این خصوص ایفا کردند. من بیشتر دوست دارم درباره نقش مردم در این زمینه بپرسم. به نظرم نشستن و جای گرفتن مسائلی در حافظه تاریخی مردم همچون ماجرای غدیر و اتفاقات پس از آن یا تجربه ناموفق انتخاب قائممقامی برای حضرت امام(ره) در ابتدای انقلاب و از طرفی، خود مسئله شهادت رهبر معظم انقلاب و گستاخیهای ترامپ در بحث انتخاب جانشین ایشان، سبب شد مردم احساس کنند که باید بیش از پیش روی این موضوع حساسیت به خرج دهند تا خدای نکرده انحرافی رخ ندهد. تحلیل شما از این موضوع، به خصوص با نگاه به نقشآفرینی مردم چیست؟
من باید به چند نکته اشاره کنم. نخست اینکه وقتی به ۲۰ سال گذشته نگاه میکنید، حضرت آیتالله العظمی سیدمجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) همواره در آماج سنگینترین تهمتها و جسارتهای دشمنان و مزدورانشان بودهاند.
احساس من این است که دشمن از دو دهه قبل متوجه شده بود چه کسی توانایی سکانداری این کشتی را دارد و میتواند انقلاب را در مسیر امام شهید، بدون کمترین تغییر در خط مشی و رویکرد پیش ببرد و چه بسا به دلیل زیرساختهای فراهم شده توسط امام شهید، این حرکت را شتاب بیشتری ببخشد. دشمنان زودتر از ما متوجه جایگاه و ظرفیت ایشان شده بودند.
موج تهمتها در حالی به سمت ایشان هدایت شد که فرزند بزرگتر امام شهید نیز تشریف دارند که ایشان هم مجتهد، بافضیلت، متخلّق و آگاه به زمان هستند؛ اما به هر حال در مقام مقایسه، تفاوتهایی وجود داشت.
چرا دیگران زیر این حجم از ضربات نرفتند و در میان فرزندان امام شهید، دقیقاً ایشان هدف حمله قرار گرفت؟ بررسیهای اطلاعاتی و شخصیتشناسی اندیشکدههای دشمن، آنها را خیلی زودتر به این نتیجه رسانده بود.
نکته دوم اینکه همواره در محافل و کمیسیونهای خبرگان، وقتی نام حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای مطرح میشد، این نگرانی در اذهان وجود داشت که با توجه به هجمههای شناختی دشمن و شبهه موروثی شدن رهبری، واکنشها چه خواهد بود. این دغدغه اعضای خبرگان بود و در گفتوگوها درباره گزینههای جانشینی، وظیفه خبرگان تحقیق و تبادل نظر بود؛ اما خون پاک امام شهید ما و کیفیت شهادت ایشان، موازنه را تغییر داد. شهادت ایشان یک ترور معمولی نبود؛ بلکه بخشی از یک جنگ نظامی مستقیم توسط کفار حربی بود و ایشان شهید میدان قتال بودند.
وقتی این واقعه رخ داد و آن بعثت مردمی شکل گرفت، از همان ساعات اولیه روز یکشنبه که خبر شهادت اعلام شد، در کنار حزن و اندوه ملی، دلها به سمت ایشان هدایت شد؛ هم دلهای دهها میلیون ایرانی و هم اعضای خبرگان.
در جلسات مقدماتی و مباحثاتی که پیش از اجلاسیه رسمی تشکیل شد، نمایندگان با بررسی شرایط کشور احساس کردند بهترین شخص برای تصدی این مسئولیت سنگین، ایشان است.
روز دوشنبه ۱۱ اسفند در هیئت رئیسه تصویب شد که روز سهشنبه یک رأی استمزاجی و پیشنهادی از اعضا گرفته شود تا مشخص شود شور در مورد چه کسانی صورت گیرد. در همان برگههای پیشنهادی، نام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای با فاصلهای بسیار زیاد و چندبرابری نسبت به نفر دوم قرار داشت.
جالب اینجاست سهشنبه همان روزی بود که ساختمان دبیرخانه خبرگان مورد اصابت قرار گرفت و با خاک یکسان شد؛ اما اعضا تا لحظات پیش از انفجار، در حال ارائه پیشنهادهای خود بودند.
درباره تعبیر شما که فرمودید «مردم جلو انحراف را گرفتند»، باید بگویم اساساً زمینهای برای انحراف وجود نداشت؛ بلکه حضور حماسی مردم در خیابانها و مطالبه صریحشان، نقشه ترامپ ملعون را خنثی کرد.
دشمن با زدن ساختمان دبیرخانه خبرگان میخواست به اعضا فشار بیاورد و پیام تهدید بفرستد؛ اما حضور مردم دلهای خبرگان را قرص کرد.
البته این حضور فرایند انتخاب را تسریع نکرد؛ چراکه ما پیش از جلسه نهایی در روز یکشنبه ۱۷ اسفند، دو بار دیگر برای رأیگیری اقدام کردیم؛ اما جلسات به دلیل تهدیدهای نظامی و پرواز جنگندههای دشمن بر فراز آسمان کشور لغو شد.
نقش مردم، رفع شبهات و تقویت قاطعیت خبرگان بود تا مطمئن شوند انتخابی که بر اساس تتبّع، تحقیق و مباحثات فقهی خود انجام دادهاند، از سوی جامعه نیز کاملاً پذیرفته شده است.
من هم قبول دارم که اگر بزرگوار دیگری انتخاب میشد ــ کما اینکه نفر دوم در این فهرست، فردی بسیار بافضیلت، مجتهد، خدوم و باتقوا بود که خودش و خانوادهاش نذر کرده بودند دلها به سمت او مایل نشود و مصرّ بود که این بار بر دوشش نیفتد- مردم از باب تعبد و احترام به ساختارهای قانونی جمهوری اسلامی تمکین میکردند؛ اما آن نشاط ملی و آرامش دلی که از انتخاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای در جامعه حاصل شد و ناامیدی مطلقی که در دل دشمنان شکل گرفت، با هیچ گزینه دیگری قابل قیاس نبود.
به نظر چون ایشان خَلقاً، خُلقاً و منطقاً به رهبر شهید شباهت فراوانی دارند، این اقبال عمومی با توجه به اینکه رهبری نیز توسط دشمن به شهادت رسیدند، به شدت تأثیرگذار بود. احساس عمومی این بود کسی باید جای ایشان بیاید که دقیقاً پا جای پای ایشان بگذارد. شکلگیری این احساس هم جالب توجه بود؛ چرا که حتی در مقام عکس و تصویر هم چیز دندانگیری از ایشان وجود نداشت. حتی پس از اعلام نظر خبرگان هم یک پرسش برای خود من این بود که چرا سایت حضرت آقا، عکسی از ایشان منتشر نمیکند؟
این مسئله یک نکته عمیق دارد که همواره در سیره ایشان وجود داشت. خاطرهای عرض کنم؛ معمولاً وقتی ما درخواست گفتوگو یا مشورت با آقازادههای امام شهید را داشتیم -که هر کدام صاحب فضل، علم و توان مدیریت هستند- ایشان اصرار داشتند که ما برای جلسات، مسیر طولانی را تا تهران سفر نکنیم و میفرمودند هر زمان برنامه دیگری در تهران داشتید، هماهنگ کنید تا صرفاً برای یک ساعت مصاحبه، وقت و بیتالمال هدر نرود.
این نشاندهنده تقوا و نظم عجیبی بود که داشتند. گاهی برخی از اعضای خبرگان درخواست میکردند در روزهایی که دیدار رسمی خبرگان با رهبر معظم انقلاب در بیت رهبری دایر است، جلسهای هم با حضرت آیتالله خامنهای هماهنگ شود تا در وقت صرفهجویی صورت بگیرد؛ اما ایشان به این دوست خبرگانی ما فرموده بودند: «من روزهایی که اعضای خبرگان با حضرت آقا جلسه دارند، اصلاً از خانه خارج نمیشوم». دلیلش این بود که مبادا در مسیر با کسی مواجه شوند و شبههای پیش بیاید.
ایشان در بسیاری از دیدارهای عمومی در گوشهای مینشستند و از بیانات امام شهید استفاده میکردند؛ اما تنها دیداری که هرگز در آن پا نمیگذاشتند و حتی در آن روز از خانه هم بیرون نمیآمدند، دیدار مجلس خبرگان بود تا هیچگونه شائبهای ایجاد نشود.
همین نگاه موجب شده بود که ایشان تا حد امکان از دوربین رسانههای بیت رهبری دور باشند. تصاویر موجود از ایشان نیز غالباً مربوط به راهپیماییها، مراسم ختم یا تشییع شهداست که در حال حرکت از ایشان ثبت شده و عکاسان عموماً از گرفتن عکسهای انفرادی و باثبات توسط ایشان نهی میشدند.
این امر حتی کار را برای دوستان ما در رسانه سخت کرده بود؛ اما همین فرار جدی از این جایگاه، برای اعضای خبرگان حجتی شد و دلها را قرص کرد که ایشان هیچ تلاشی در زندگی برای نزدیک شدن به این کرسی انجام ندادهاند.
یک نگرانی مثل همیشه این است که بحث روایت این ماجرا و تبیین آن، مثل تلاش دشمن که برای خدشه وارد کردن به بحث انتخاب رهبر شهید به رهبری انقلاب که پس از رحلت امام انجام شد، با همان شدت و قدرت پیش گرفته شود. همین الان هم شما خباثتهایشان را در این خصوص در رسانههایشان میبینید که اغلب از روایت خودِ اعضای خبرگان استفاده میکنند. خبرگان و اعضای آن برای این موضوع چه نقشی دارند و چه تمهیدی اندیشیدهاند؟
چند نکته در این باره وجود دارد؛ نخست اینکه دبیرخانه مجلس خبرگان همان شبِ انتخاب و در روزهای بعد، گزارشهای رسمی و متقنی را منتشر کرد. نکته دوم این است که گاهی برخی افراد روایتهایی را بدون راستیآزمایی و بر اساس برداشتهای شخصی از یک واقعه بیان میکنند، در حالی که وقتی آن روایت در کنار شهادت سایر شهود عینی قرار میگیرد، نیازمند محک و اصلاح میشود.
درباره این ماجرا نیز برخی اعضای محترم خبرگان نقلهایی کردهاند که با واقعیتِ مشهود ما منطبق نیست. همانطور که گفتم، دلها از همان ساعات اولیه صبح یکشنبه به این سمت مایل شده بود. حتی سه نفر از مراجع عظام تقلید یعنی آیات عظام آیتالله العظمی مکارم شیرازی، آیتالله العظمی سبحانی و آیتالله العظمی نوری همدانی، صبح همان یکشنبه با خبرگان تماس گرفته و حضرت آیتالله العظمی حاج آقا مجتبی را در مقام مشورت و راهنمایی خبرگان، پیشنهاد دادند.
بنابراین، روایتهای فردی تا زمانی که با اطلاعات جمعی تطابق داده نشوند، ممکن است دقیق نباشند. در حال حاضر مجموعههای مختلفی از جمله دفتر حفظ و نشر آثار امام شهید مشغول ضبط و تدوین روایتهای این ماجرا هستند. البته کار سادهای نیست؛ برخی از اعضا به دلیل مسائل امنیتی فعلاً در دسترس نیستند؛ اما تاکنون روایت دستکم ۱۵ نفر از اعضای مؤثر خبرگان ضبط شده و در حال آمادهسازی برای انتشار با عنوان «روایت رهبری سوم» است. توصیه عمومی این است که در بیان وقایع تاریخی باید بسیار مراقب بود و مواضع را پیش از انتشار، سنجش کرد؛ چراکه دشمن آماده سوءاستفاده از کوچکترین خطای ماست؛ کما اینکه امروز نمونهاش را در رفتار بیبیسی میبینید.
این پرسش را هم دوست دارم ناظر بر حال و هوای جلسه خبرگان برای انتخاب رهبری سوم بپرسم. در همین مکالمات شفاهی که احتمالاً با همدیگر داشتید، اقبال و مطالبه مردمی که روی انتخاب ایشان وجود داشت، چقدر بر فضای جلسه تأثیر گذاشته بود؟
مستندات مکتوب آن جلسه موجود است. برگههای پیشنهادی -که تأکید میکنم رأیگیری نهایی نبود؛ بلکه یک نظرسنجی استمزاجی برای مشخص شدن داوطلبان بود- در تاریخ ۱۲ اسفند جمعآوری شد.
در آن مرحله، نزدیک به ۸۰ درصد از آرای مکتوب اعضا متوجه حضرت آیتالله العظمی خامنهای بود؛ اما از طرف دیگر، اعضای مجلس خبرگان در برابر قرآن کریم قسم یاد کردهاند و فشار رسانهای یا مطالبات افکار عمومی نباید سبب شود آنها خداینکرده قسم خود را زیر پا بگذارند. همه ما به فرزندان امام شهید علقه و محبت داشته و داریم؛ اما این محبت نباید بر بررسی دقیق معیارهای قانونی و شرعی نظیر فقه، تدبیر، توانایی مدیریت، دوری از هوای نفس و سلامت مالی سایه بیندازد. تکتک این شاخصها به صورت موشکافانه درباره ایشان بررسی شد.این تصور که برخی نهادها یا جو عمومی این انتخاب را به خبرگان تحمیل کردند، کاملاً خطاست. پیش از جلسه نهایی ۱۷ اسفند، جلسات هماندیشی فراوانی در قالبهای ۴، ۵ و ۱۰ نفره برگزار شد و اعضا تمام شبهات خود را مطرح کردند.
حتی در جلسهای یکی از نمایندگان تذکر داد که این کار قسم شرعی دارد و نباید تحت تأثیر فضا قرار گرفت. بیشک دیدن اقبال بینظیر مردم، دل ما را قرص کرد؛ اما اگر این اقبال هم نبود و ما در بررسیها به این نتیجه میرسیدیم که ایشان برترین گزینه هستند، موظف بودیم ایشان را انتخاب کرده و سپس برای اقناع جامعه تلاش کنیم. خون پاک امام شهید و هدایت الهی، بارِ اقناع عمومی را از دوش خبرگان برداشت؛ به طوری که پس از اعلام خبر، مردم در شبهای قدر سجده شکر به جا آوردند؛ اما در لحظه نوشتن نام در تعرفه، آنچه حاکم بود فقط مصلحت شرعی، تشخیص فردی و رضایت الهی بود، نه فشار افکار عمومی.
مردمِ ما بر اساس تربیت و ساختارسازی حضرت امام(ره) و امام شهید، میدانستند که اگر مسئولان کشور مثل «شاه سلطان حسینها» ضعیف و ترسو شوند، فاتحه کشور خوانده است. آنها ضرورت یک رهبر شجاع در شرایط جنگی را درک میکردند و به تصمیم خبرگان اعتماد داشتند. هر زمان هم که در این سالها اعضای خبرگان خدمت امام شهید میرفتند و درخواست کمک محرمانه برای تعیین جانشین میکردند، ایشان میفرمودند «نیازی نیست» و «من اطمینان دارم در زمان لازم، خداوند دلها را هدایت خواهد کرد؛ خودتان کار را پیش ببرید».
این امتناع ایشان، نشاندهنده تأکید بر تقویت ساختارهای قانونی کشور بود که خوشبختانه برکات آن را در این آزمون بزرگ دیدیم و مردم نیز تحت تربیت امام شهید به این ساختار اعتماد داشتند.





نظر شما